parnia

فارسی هفتم. درس 1 فارسی هفتم

سلام میشه یکی مسند و مفعول و متمم و...... توضیح بده یا یه نمونه سوال امتحان نوبت اولشو بفرسته لطفا معرکه میدم

جواب ها

جواب معرکه

مسند رو معلمم درس نداده اما برای متمم و مفعول متمم: وقتی یه پشت یک کلمه علامت هایی مثل ( به،از،در و...«اسم این کلمات حرف اضافه هست») بیاد میشه متمم مفعول:وقتی بعد یه کلمه «را» بیاد میشه مفعول بهتر بگم را نشانه ی مفعول هست ‌معرکه یادت نره

جواب معرکه

علی بابایی

فارسی هفتم

1- مسند : کلمه ای است که به نهاد نسبت داده می‌شود. راه یافتن مسند: از فعل جمله سوال چطور و یا چجور را می‌پرسیم. مثل : علی شاد شد. در این جمله شاد به علی نسبت داده شده پس شاد مسند است. در این جمله سوال پرسیدم علی چجور شد ؟ شاد شد. 2- مفعول : راه یافتن مفعول : از فعل جمله سوال چه کسی را یا چه چیز را می‌پرسیم. * نکته * * نکته * : فعل گذرا : فعلی است که به مفعول نیاز دارد ، مثال : خرید ، گرفت ، گفت. فعل ناگذرا : فعلی است که به مفعول نیاز ندارد ، مثال : دوید ، آمد ، رفت. راه یافتن فعل گذرا و فعل ناگذرا همان راه یافتن مفعول است. * پایان نکته * 3- متمم : متمم به معنای تمام کننده است چون جمله را تمام می‌کند و اگر نیاید آسیبی به معنای جمله وارد نمی‌شود. نشانه ی متمم حرف اضافه است اسمی که بعد از حرف اضافه می‌آید متمم است. مثال : علی با دوچرخه از خانه به مدرسه آمد. علی : فاعل با : حرف اضافه دوچرخه : متمم از : حرف اضافه خانه : متمم به : حرف اضافه مدرسه : متمم آمد : فعل * نکته * * نکته * : میتوان گفت که دو دسته حرف داریم : الف) حروف اضافه مانند : به ، از ، در ، برای ، با و... ب ) حروف ربطی مانند : و ، تا ، که و... * پایان نکته * * نکته * * نکته * : حروف « تا » اگر فاصله زمانی و مکانی را برساند حرف ربطی نیست. مانند از اصفهان تا مشهد ۱۲۰۰ کیلومتر است. * پایان نکته * * نکته * : « را » همیشه نشانه مفعول نیست و گاهی وقت ها حرف اضافه است مانند : پدر را گفتم. « را » به معنی به می‌باشد ، در نتیجه پدر متمم است. 4- فعل : مهمترین بخش جمله است و معمولاً در آخر جمله می‌آید و انجام کار یا پذیرش حالتی را در یکی از زمان ها به وسیله شخص یا اشخاص می‌رساند. ویژگی های فعل عبارت است از : ۱- انجام کار یا پذیرش حالت. ۲- زمان. ۳- شخص. ۴- شمار. مثلاً فعل رفتم ، عمل رفتن را می‌رساند در زمان گذشته به وسیله یک نفر و اول شخص . فعل ها به صورت کلی به دو دسته اسنادی ( ربطی ) و غیر اسنادی ( غیر ربطی ) تقسیم می‌شود مثلاً گفتم فعل غیر اسنادی و است ، بود ، شد ، گشت و گردید فعل اسنادی یا ربطی است ، البته فعل هایی هم که از این پنج فعل ساخته می‌شوند اسنادی هستند مثل می‌شود ، می‌گردد ، نبود ، نیست . مثال : علی رفت ‌. علی : نهاد رفت : فعل غیر اسنادی یا غیر ربطی مثال دیگر : هوا سرد است. هوا : نهاد سرد: مسند است : فعل ربطی یا اسنادی * نکته * * نکته * : گشت و گردید اگر معنای چرخیدن و دور زدن بدهند فعل اسنادی نیست بلکه غیر اسنادی هستند. * پایان نکته * 5- نهاد : به کلمه یا گروهی از کلمه ها که معمولاً در ابتدای جمله می‌آیند و انجام کاری و یا داشتن حالتی به آنها نسبت داده می‌شود ، « نهاد » می‌گویند. روش یافتن نهاد : از فعل جمله سوال چه کسی یا چه چیز می‌پرسیم. مثال : علی رفت. علی : نهاد رفت : فعل چه کسی رفت ؟ علی رفت. نهاد به دو دسته تقسیم می‌شود : ۱- فاعلی علی رفت. علی : فاعل ۲- مسندالیهی هوا سرد شد. هوا : مسندالیه 6- فاعل : فاعل به معنی انجام کننده کار است. اینم یه جواب خوب و درست درست خدمتتون.

سوالات مشابه درس 1 فارسی هفتم

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام