معرکه بده
دوستی با حیوانات سخنگو
یکی از روزهایی که در جنگل قدم میزدم، ناگهان صدایی شنیدم که گفت: 'سلام، انسان!' جا خوردم و به اطراف نگاه کردم. باورم نمیشد! یک سنجاب کوچک روی شاخه درخت نشسته بود و با من حرف میزد.
با تعجب پرسیدم: 'تو حرف میزنی؟!'
سنجاب خندید و گفت: 'البته! ما حیوانات هم احساس داریم، ولی معمولاً انسانها به حرفهای ما گوش نمیدهند.'
با سنجاب دوست شدم و او مرا به دوستانش معرفی کرد. روباهی باهوش، خرگوشی مهربان و جغدی دانا! آنها برایم از زندگی در جنگل گفتند، از شادیها و سختیهایشان. فهمیدم که دوستی فقط بین انسانها نیست، بلکه در دنیا، حیوانات هم میتوانند دوستانی صمیمی باشند.
روزی روباه به من گفت: 'دوستی یعنی مراقب هم باشیم.' از آن روز، من هم تصمیم گرفتم بیشتر به طبیعت و حیوانات احترام بگذارم و دوستیام با آنها را حفظ کنم. شاید حیوانات در دنیای واقعی صحبت نکنند، اما اگر خوب به آنها توجه کنیم، حرفهای زیادی برای گفتن دارند!