هستی

نگارش یازدهم. درس ششم نگارش یازدهم

انشا درباره ی مرد ثروتمند که غذادمیبخشد

جواب ها

ENTP

نگارش یازدهم

میتونی توی سال ۱۸۸۹ راجب مردی بشدت ثروتمند بنویسی که به دیگران غذا میداد و توی کلیسای جدیدی که در شهر زده شد کلی غذا و پول برای اهالی اونجا آورد به همین‌مناسبت و مردم هم‌خوشحال هیچوقت نمی‌رفتند کلیسا چون دلیلی نداشتند،پول و امنیت داشتند بعد یه مدت قتل های عجیب توی شهر گزارش میشد مرد هم حس کرد که مردم ازش بیشتر فاصله میگرفتن چون شایعه پخش شده بود که اون کسی هست آدمارو مسموم میکنه وهزارتا شایعه دیگه که از خواهرای مقدس به گوش مردم می‌رسید پس مردم؟ مرد رو از شهر بیرون میکنن و خانوادشو در کاخ اش میسوزونن و بعدش هم مرد کینه به دل میگیره و میره سراغ قاتل اصلی این خونخواری و میبینه کشیش این کلیسای جدید خودش عامل تمام خونخواری ها بوده (سادیسم بوده بنده خدا یه‌چیزی‌تو مایه های برادر هانیبال)و اینکاررو مینداخته گردن مرد و مرد هم در نهایت اون رو میکشه و شهر رو که پر آدم شرمنده هست ترک میکنه نتیجه اخلاقیش هم میشه هرگز توی زندگی بیش از حد لطف نکنید چون اولین مضنون هر جنایت میشید البته این یه ایده سریع بود که به ذهنم رسید:)

سوالات مشابه درس ششم نگارش یازدهم