Arezoo

نگارش هشتم.

انشا در مورد آخرین انشای من معرکه میدم دنبال هم میکنم

جواب ها

جواب معرکه

--- ### 📝 انشا: آخرین انشای من **مقدمه:** گاهی وقت‌ها آدم نمی‌داند که یک لحظه، آخرین لحظه است. مثل همین امشب که نشسته‌ام تا آخرین انشای سال تحصیلی را بنویسم. نه خبری از عجله است و نه استرسی برای نمره. فقط دلم می‌خواهد تک تک کلمه‌ها را مزه مزه کنم. **بدنه:** وقتی کاغذ سفید را جلوی خودم گذاشتم، ناخودآگاه یاد اولین انشایم افتادم. همان روزها که به زحمت چند خط می‌نوشتم و انشایم همیشه درباره «بهار» یا «مدرسه» بود. حالا اما این آخرین بار است که می‌نویسم «به نام خدا» را بالای برگه. این آخرین انشا برای من، فقط یک تکلیف نیست. یک جور خداحافظی است. خداحافظی با نیمکت‌های چوبی، با زنگ تفریح، با معلمی که همیشه می‌گفت «قلمت را محکم بگیر». انگار که تمام ذهن و دلم ریخته روی این کاغذ. هر کلمه‌اش بوی خاطره می‌دهد: بوی گچ و تخته، بوی دفترهای خط‌دار، بوی روزهای امتحان. نمی‌دانم این انشا را چه نمره‌ای می‌گیرد، اما می‌دانم که ارزشش برای من از همه نمره‌ها بیشتر است. چون اینجا من دیگر دانش‌آموز نیستم، یک انسانم که با قلمش دارد از مسیری که آمده می‌گوید. **نتیجه‌گیری آخرین انشای من تمام می‌شود، اما قصه من تازه شروع شده. شاید دیگر انشایی ننویسم، اما تا همیشه، خاطره این لحظه‌های ناب را در قلبم زنده نگه می‌دارم. قلمم را زمین می‌گذارم تا بعد از این، تقدیرم را با زندگی بنویسم. این انشا فقط یک نمونه بود. تو می‌تونی با توجه به تجربه شخصی‌ات (مثلاً آخرین روز دبیرستان، آخرین انشای یک دوره یا حتی آخرین نامه مدرسه) آن را شخصی‌سازی کنی.

سوالات مشابه

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن