رفتگر جارو میزند آب قلب زمین هارا شخم میزند آب خاک روبی میکند رفتگر جارو کشی فرق این دو در این است که آب نرم میکند بعد غبار روبی اما رفتگر بیصدا نابود میکند آشغال هارا از روی آرزوی های زمین آب نمادی از شغل رفتگر است اما آکنده با آن نیست رفتگر جارو را دارد و آب احساس دارد آب عقاید را خیس میکند سپس تغییر میدهد جلوه زمین را اما رفتگر آرام جارو میزند فرق ندارد چگونه چون دنبال مقایسه بودن ها کاررا جذاب نمیکند
آری هرچیزی داستانی دارد هرقصه ای حکمی دارد و حکم رفتگر و آب هردو پاک کاری است