سلام
'موضوع :بازنشته'
مقدمه:
روزهای بازنشستگی برای من یعنی یه دنیا آرامش که تازه پیداش کردم بعد از کلی سال کار و تلاش. حالا وقتم آزاد شده و میتونم کارهایی رو بکنم که همیشه دلم میخواست. انگار زندگیام یکدفعه آروم شده و من حالا میتونم با خیال راحت نفس بکشم. دیگه خبری از دویدنهای صبحگاهی و کارهای پشت سر هم نیست، فقط آرامش.
بدنه:
بیشتر وقتم رو با خانواده میگذرونم. دیدن بچهها و نوههام برام بهترین لحظههاست. گاهی با دوستهای قدیمیام که اونها هم بازنشسته شدن، دور هم جمع میشیم و از قدیما حرف میزنیم. یاد روزهای جوونی بخیر! بعضی وقتا میریم پارک یا قدم میزنیم و از هر دری حرف میزنیم. کتاب خوندن هم برام لذتبخشه، چون ذهنمو آروم میکنه. گاهی هم توی حیاط گلهامو آب میدم و از تماشای رشدشون ذوق میکنم.
پایانی:
این دوران هم برای خودش یه خوبیهایی داره. مهمترینش اینه که کنار کسایی هستم که دوستشون دارم و دیگه عجلهای برای هیچ کاری ندارم. بازنشستگی به من یاد داده که لحظهها باارزشن و باید ازشون لذت برد. حالا دیگه یاد گرفتم ساده زندگی کنم و از هر روز، یه خاطره قشنگ بسازم.