۲.خودباختگی جوامع غیرغربی در برابر جهان غرب رو غرب زدگی میگن.
۳.تعامل.
۴.در زبان فارسی بیگانه در مقابل خودی ب کار میره اما در مواردی ممکنه انسان با خودش بیگانه بشه ک به این وضعیت از خود بیگانگی میگن نه تنها افراد بلکه جهان اجتماعی هم میتونه دچار از خودبیگانگی بشه ک به ان از خودبیگانگی فرهنگی میگن.
۵.از خودبیگانگی تاریخی و از خودبیگانگی حقیقی(فطری).
۶.اگر جهان اجتماعی فرهنگ تاریخی خودش رو فراموش کنه دچار از خودبیگانگی تاریخی میشه و اگر عقاید و ارزش های یک جهان اجتماعی،مانع از اشنایی اعضای ان با حقیقت انسان و جهان بشه ان جهان دچار از خودبیگانگی حقیقی(فطری)میشه.
۷.این روابط میتونه شکل های متفاوتی داشته باشه این روابطا گاهی در محدوده هنجارها و نمادها یا شیوه های زندگی و گاهی درسطح عقاید ارمان ها و ارزش های اجتماعی.
۸.جهان اجتماعی ای ک در مسیر تحولات هویتی ارزش ها و عقاید جهان اجتماعی دیگه ای رو قبول کنه ب ان ملحق میشه.
۹.به جهان اجتماعی خودباخته.
۱۰.اگر جهان اجتماعی در تعامل با جهان اجتماعی های دیگه،به عقاید و ارزش های خودش پافشاری نکنه دادوستد فرهنگی به لایه های عمیق ان سرایت میکنه و در صورتی ک ب مرور زمان به عقاید و ارمان خودش پشت کنه دچار تحولات فرهنگی میشه.