قول میدی که بهم تاج بدی؟چون که خیلی برای فکر کردن و نوشتن زمان زیادی رو صرف کردم
**تحقیق درباره ی ویکتور هوگو
**موضوع تحقیق:** ویکتور هوگو، غول ادبیات فرانسه
**مقدمه:**
وقتی اسم نویسندههای بزرگ میاد، اسم ویکتور هوگو یه جوری میدرخشه که انگار خودش نور داره! خیلی وقتها اسمش رو شنیده بودم، مخصوصاً وقتی درباره رمانهای معروف حرف میزدن. اما این دفعه که معلم گفت درباره یه نویسنده تحقیق کنیم، دلم خواست برم سراغ کسی که هم داستانهاش خیلی معروفه و هم زندگی پرماجرایی داشته. ویکتور هوگو فقط یه نویسنده نبود، یه جورایی صدای مردمش بود، یه مبارز با قلمش.
**ویکتور هوگو کی بود؟ (کمی درباره زندگیاش)**
فکر کن، ایشون خیلی وقت پیش، یعنی سال ۱۸۰۲ میلادی توی فرانسه به دنیا اومده. یعنی حدود ۲۰۰ سال پیش! از همون بچگی هم انگار قلم جادویی دستش بوده و شعر و داستان مینوشته. فقط هم رمان ننوشته، بلکه شاعر بوده، نمایشنامهنویس بوده، حتی توی سیاست هم فعال بوده. زندگیاش هم پر از فراز و نشیب بوده، تبعید شده، برگشته، و تا سال ۱۸۸۵ هم زنده بوده. یعنی عمری طولانی داشته و در طول این مدت کلی اثر از خودش به جا گذاشته.
**چرا ویکتور هوگو انقدر مهمه؟ (آثار معروفش)**
معروفترین اثرش که احتمالاً خیلیهاتون شنیدین، **«بینوایان»** هست. این کتاب اونقدر بزرگه که از روش فیلم و تئاتر هم ساختن. داستانش درباره آدمهای فقیر و تلاششون برای زنده موندن تو جامعهایه که خیلیهاشون رو نادیده میگیره. شخصیت ژان والژان و داستان زندگیاش خیلی تاثیرگذاره.
یه اثر معروف دیگه هم **«گوژپشت نوتردام»** هست که ماجرای کوازیمودو و کلیسای معروف نوتردام رو تعریف میکنه. این داستان هم نشون میده که چطور ظاهر آدمها نمیتونه ملاک قضاوت باشه و چه قلبهای بزرگی ممکنه زیر ظاهرهای عجیب پنهان شده باشه.
غیر از اینها، کلی شعر و نمایشنامه و داستان کوتاه دیگه هم داره که همهشون پر از حرفهای قشنگ و پیامهای عمیق اجتماعی هستن.
**پیامهایی که ویکتور هوگو به ما میده:**
چیزی که من از خوندن درباره ویکتور هوگو فهمیدم اینه که اون همیشه طرفدار آدمهای ضعیف و مظلوم بوده. از تبعیض، از بیعدالتی، از فقر بدش میاومده و با قلمش سعی میکرده این مشکلات رو نشون بده و مردم رو به فکر بندازه. انگار که میخواسته بگه: 'هی! به اون آدمهای دور افتاده و فراموش شده هم نگاه کنید! اونها هم حق زندگی دارن و احساس دارن.' پیام عشق، فداکاری، عدالت، و امید تو نوشتههاش موج میزنه.
**حرف آخر:**
وقتی درباره ویکتور هوگو تحقیق میکردم، حس کردم چقدر خوبه که آدمهایی مثل اون بودن که تونستن با نوشتههاشون، دنیا رو یه کم جای بهتری برای دیدن کنن و به ما یاد بدن که چطور به همدیگه بیشتر اهمیت بدیم. فکر میکنم خوندن کتابهای اون، حتی خلاصهاش، میتونه دید ما رو نسبت به دنیا خیلی بازتر کنه.