elisa

نگارش هفتم.

میشه یکی صفحه ۸۶ انشای هفتم رو بفرسته معرکه میدم

جواب ها

مونا

نگارش هفتم

🟢 مقدمه: گاهی وقتی چشم‌هایم را می‌بندم، در ذهنم به جاهایی سفر می‌کنم که واقعی نیستند، اما زیباتر از هر واقعیتی به نظر می‌رسند. یکی از این تصویرها، دشتی سرسبز و آرام است که هر وقت خسته می‌شوم، در خیال خود به آن‌جا پناه می‌برم. 🟡 بدنه ۱: در این دشت خیالی، آسمان آبی و روشن است و چند ابر سفید آرام در آن حرکت می‌کنند. نسیمی ملایم در میان علف‌ها می‌پیچد و بوی گل‌های وحشی فضا را پر کرده است. صدای پرندگان از دور شنیده می‌شود و در کنار رودخانه‌ای زلال نشسته‌ام. آب آرام می‌گذرد و ماهی‌های کوچک در آن می‌درخشند. 🟡 بدنه ۲: در دوردست کوهی بلند دیده می‌شود که قله‌اش پوشیده از برف است. پروانه‌ها روی گل‌ها می‌نشینند و دوباره پرواز می‌کنند. من با لبخند به آسمان نگاه می‌کنم و احساس می‌کنم طبیعت با من حرف می‌زند؛ انگار باد و درخت‌ها دوستی صمیمی من هستند. 🔵 نتیجه: در این تصویر خیالی، هیچ نگرانی و غمی وجود ندارد. فقط آرامش، لبخند و زیبایی است. هر وقت در زندگی خسته یا ناراحت می‌شوم، چشم‌هایم را می‌بندم و به همان دشت خیال‌انگیز برمی‌گردم تا دوباره پر از آرامش و امید شوم.
معرکه یادت نره مرسیی

سوالات مشابه