در آسمون بارانهای زیبایی که ما داشتیم میرفتیم شبیه الماس بودن و در آسمان و و میدرخشیدند خیلی زیبا بود که انگار داشتن ابرها گریههایی که درخشان میبارید من تا مدرسه فکر کردم که خدا چگونه تونسته تونسته هم باران هم ابر هم این همه وقتی اون رو میبینیم مام نمیشه اندک زیبا بود که با دی اصلا مثل آوازی که خیلی زیبا بود نگارش بود و بچهها باره باران هر کس یکی نوشته بود و درباره باران چیزهایی میگفت که واقعاً انگار تو رویا بودن باران وقتی به اونجا میرفتی باران یک زیبا بود باران برای ما یک زیبایی بود یک شعر یک در مثل مثل هر تکهاش مثل یک خونه بود برای هرکی یه قصه داشت🌅⛲⛲