ای ایران ای مرز پر گهر ای خاک از سر چشمه ی هنر دور از تو اندیشه ی بدان پاینده مانی و جاودان ایییی دشمن از تو سنگ ی و من اهنم جان من فدای خاک پاک میهنم.....
معرکه؟
بفرما :
در دامنهاش شکوهِ البرز بلند
در ساحلش آرامشِ دریای اروند
در دشتِ وسیعش نفسِ بادِ سحر
نامش ایران، پر از امیدِ سپهر
میتابد از او گرمیِ خورشیدِ پاک
خانهای از مهر، در دلِ هر خاک