من دختر شاه بودم و خیلی خوشحال بودم زیرا مشهور بودم و همه من رو می شناختن من یک اتاق شخصی داشتم هر چی میخواستم برایم فراهم بود خیلی دوست دارم آینده ام رو ببینم
من عاشق پدرم بودم تا اینکه روزی پدرم کشته شد همه با ما جنگ داشتند لباس های ما تقریبا شبیه به ماد ها بود
ممنون میشم معرکه بدی 🤗