الف گوشه نشینان بارگاه پر شکوه خداوند به کوتاهی خود در عبادت اعتراف میکنند.
ب حق مردم خردمند را از این بی خردان پست بگیر.
پ برای کشوری که به دست بیگانگان آباد شود آنقدر اشک بریز که تا نابود شود زیرا آنجا خانه ی غم و اندوه است .
ت راز من از ناله و فریاد من دور نیست اسرار من از سخنان من فهمیده میشود ولی هر کسی درک این اسرار را ندارد.
ث در عشق قدم گذاشتن برای کسی امکان پذیر است که به فکر خود نباشد و خود را ترک کند و وابستگی هایش را رها کند.
ج بوی گل چنان مرا مست کرد که اختیارم از دست رفت .
چ تمام فریاد من که مثل پرنده ی اسیری هستم برای وطن است روش پرنده ی گرفتار قفس مانند من است.
ح یک روز مردم دنیا به پادشاهی روم توجه داشت و از روم میترسید.