در روستای کوچکی، زندگی یک پسر جوان به نام آرش به خوبی با دیگر مردم روستا پیوند داشت. هر سال در آخرین روزهای زمستان، روستا برای جشن نوروز بزرگی آماده میکرد. همه مردم با هم جشن میگرفتند، از جوانان تا پیرمردها.
آرش که علاقه زیادی به نقاشی کردن داشت، هر سال برای جشن نوروز یک نقاشی زیبا و رنگارنگ میساخت. امسال، آرش تصمیم گرفت نقاشیی از پرندگان و گلها به وجود آورد.
او با آرامش و با شور و هیجان که در قلبش جاری بود، نقاشیاش را تکمیل کرد. در روز نوروز، همه مردم روستا به پارک بزرگ شهر آمده بودند، جایی که آرش نقاشیاش را نمایش داد. همه از زیبایی و زندگیبخشی نقاشی او تحت تاثیر قرار گرفتند و از این هنر جوان تعریف کردند.
نوروز برای آرش یک حس زیبایی است
معرکه بده★★