نقش دستوری جملات زیر رو بنویسید
دانست که دل اسیر دارد دردی نه دوا پذیر دارد
روزی که دران نکرده ای کار ان روز ز عمر خویش مشمار
از دست و زبان که براید کز عهده شکرش به در اید
اگر بریدم و بگسستم و زجا ماندم تو عهد خویش از این عاشق شکسته مبر
پرواز شدند و پر گشودند به عرش هر چند که دست بسته بودن ان ها
امدی؟!وه که چه مشتاق و پریشان بودم تا برفتی زبرم صورت بی جان بودم