جواب ها

داش ۵ صفحه هست برو بخون
☆ خلاصه درس پنج ☆ روزی بازرگانی ثروتمند یک طوطی خوش سخن داشت یک روز بازرگان تصمیم گرفت به هندوستان سفر کند طوطی ان از او خاست که پیامی به پرندگان انجا بدهد وقتی بازرگان دسته ای پرنده پیدا کرد پیام طوطی را به ان ها داد ناگهان یک پرنده لرزیر و از درخت افتاد و مرد بازرگان تعجب کرد وقتی برگشت به طوطی گفت من ان پیام را دادم ولی یک پرنده لرزیر و مرد تا طوطی این حرف را شنید او هم افتاد و مرد بازرگان ان را به اسمان انداخت ولی طوطی پرواز کرد و رفت و از بازرگان تشکر کرد.

سوالات مشابه درس چهارم فارسی چهارم

نیلناز صادقی · درس چهارم فارسی چهارم
مهدیه درودی · درس چهارم فارسی چهارم
ستاره شیدایی · درس چهارم فارسی چهارم
نیکا زندیه(گیلاس) · درس چهارم فارسی چهارم
فاطمه پوروالی · درس چهارم فارسی چهارم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن