بچه ها من واسه دوستم رفته بودم بیرون ن کادو بگیرم خیلی پرده نتونستم بگم نه نمیتونم بخرم😭😭.
بعد یک عالمه وسایل واسش خریدم بعد گوشوارمم گم شد تو بیرون😭😭✨️.
بعد من پدرم که از سر کار خسته اومده بود گفتم بیا بریم بیرونم وسایل رو بخریم اونم قبول کرد🥲.
وقتی اومدم خونه دیدم یکی از گوشواره هام تو گوشم نی مامانم فوشم داد گفت تو فروختی گوشوارتو با بابات.
خلاصه منم گفتم مامان واسه معلم قرآن کادو گرفتم اونم دید که گوشوارم گم شده قراره مدرسه رو تو رش بذاره فوش بدع 😭😭😭
بعد جالب اینکه ک معلم قرآنم ا