قدم اول : ( وجود داشتن)جهان واقعی است و ؛ وجود دارد .یعنی ما وجود همه موجودات را قبول داریم
قدم دوم : وجود داشتن را قبول داریم ولی چیستی و ماهیت چیزی که مشاهده کردیم را نمی دانیم .
قدم سوم : هر چیزی را که مشاهده میکنم فقط به ظاهرش توجه داریم . اما به ماهیتش فکر نمیکنم ، به عنوان مثال : آب را که وقتی میببنیم فقط آب هست ولی وقتی در ذهن خود به آب فکر میکنیم میگوییم آب از دو جرء اکسیژن و هیدروژن تشگیل شده
قدم چهارم : ماهیت بر وجود : نیازمند دلیل است مثل : انسان عجول است .
ماهیت بر ماهیت : نیازمند دلیل نیست مثل: مثلث شکل سه ضلعی است