درخت وارونه، معجزهای در میان بینظمی طبیعت، در آسمان ریشه دوانده است و شاخههایش را همچون دستهایی مهربان روی زمین گسترده. ریشههایش در میان ابرها تنیده، از باران نوشیده و از آفتاب نیرویی بیپایان گرفته است. شاخههایش، آرام و گسترده، زمین را نوازش میکنند، سایهای خنک بر دشتها میافکنند و مسافران خسته را به آغوش خود دعوت میکنند.
این درخت، قانونهای طبیعت را وارونه کرده، اما به شیوهای شاعرانه، زندگی را از آسمان میگیرد و آن را به زمین بازمیگرداند. هر برگش نجواکنان از ماجراهای باد و باران سخن میگوید، هر شاخهاش خاطرات زمین را مینویسد. هیچکس نمیداند این درخت چگونه چنین وضعیتی یافته، اما همه از دیدن آن شگفتزدهاند.
شاید این درخت نه از جنس خاک، بلکه از جنس خیال باشد؛ شاید زادهی رؤیاهای بیمرز کسانی باشد که همیشه باور داشتهاند دنیا میتواند وارونه باشد، بیآنکه زیبایی خود را از دست بدهد.