راه رفتن در برف همیشه برای من لذت بخش بوده است. آن صدای تحرک برف تحت پای من همیشه یک لذت بزرگ بوده است، هرچند که برای بعضیها این کار شاید ناراحت کننده باشد.
یک روز برفی زیبا، آفتاب به دلیل زمستانی بودن چندین ساعتی دیر میآمد. برفی که باریده بود، پوششی سفید و شفاف روی تمام دنیای بیرون ایجاد کرده بود. بی خیال آلوده و سرد محیط خارجی، من و دوستم که دقایقی پیش از فروشگاه خیریه راه رفته بودیم، از این نمایش فوقالعاده لذت میبردیم.
هفته گذشته، دوستم به من گفته بود که نوشابهای را برای شربت و تفریح خود خریده. از آنجایی که پیست بیلیارد در فروشگاه بسته بود، ما تصمیم گرفتیم که در فضای باز راه راه برفی های شلوغ در پله های ارتفاعات پیاده روی کنیم. هر چند که این کار به ظاهر سخت و خستهکننده به نظر میآید، اما به دلیل روز برفی، بسیاری از افراد به زحمت پیاده رفتن و یا حتی طولانیترین، سردترین روزهای زمستان را دوست داشتند.
هوا بسیار سرد بود، در حالی که ما به شدت با هم صحبت میکردیم و در این خیابان خلوت کوچکی پیاده روی میکردیم. در حالی که این کار را انجام میدادیم ، ذهنمان پر از تفکر خوب و الهام آمده از مناظر زیبای کوهستان پوشیده شد.
به نظرم مهمترین چیز در راهرفتن در برف، لذت بردن از طراحی فضا و محیط زیبای برفی بود. هیچ چیز نمیتواند بازه زمانی کوتاهی که در طبیعت برف دیده میشود را به خط کشیدن دوستانه و با انرژی بازی در کوهستان مانند همین روز ترکیب کند.
با تمام خستگی از پای رفتن در برف، ذهنمان لذت بخش و خوشحال بود. ما عکسهای زیبایی از بهترین لحظات را با یکدیگر گرفتیم و در حقیقت، این به خاطر همیشگی خواهد بود. برای من، روز برفی همیشه یک فرصت برای استراحت و شادی بوده است.
اینم یکی دیگه
یک روز برفی متفاوت و زیبا بود. نونهالان، مانند من، بجای بازی با گوشیهای هوشمندشان، در حال ایجاد شاهکارهایی در برف بودند. به جای ناراحت شدن از سرما و برف، آنها در حالی که لباسهای گرم و مناسب پوشیده بودند، لذت میبردند.
من با یکی از دوستانم در حال پیادهروی در برف بودم، هنگامی که به یک پارک بلند توجه کردیم. هیجان زده ، ما روی کوهچهای از برف صعود کردیم تا به بالا برای نگاه به چشم انداز زیبا ولی کمی تاریک بینجامان برسیم.
با رسیدن به بالا، احساس خوبی برایمان به وجود آمد. یک صحنه زیبا از شهر که پاک و سفید شده بود، از ما پایین بود. برابر این چشم انداز زیبا ، ما خودمان را صدا زدیم تا صدای زیبای برف شکنی در چشمانمان برای چند لحظه بتوانیم بشنویم.
بعد از یک ساعت در سردی برف، ما تصمیم گرفتیم که به سمت خانه حرکت کنیم. در راه به خیابان اصلی، ما صدای جذابی از پشت خودمان شنیدیم و به جای بروید به سمت خانه، ما برای شنیدن موسیقی دنبال آنجا رفتیم.
هنگامی که به منطقه ای بزرگ رسیدیم، موسیقی؛ و بازیهای بزرگ خودمان را برای شادی به اشتراک گذاشتیم. من و دوستم پرورش داده شده با این دنیای پر شور، احساس ممتازی را تجربه کردیم و از روز برفی خود لذت بردیم.
به نظرم موردی که این روز را متفاوت کرد، فراهم شدن فضای باز بود و قرار گرفتن در اون.
با همه اینها ، به عنوان یک دوستدار برف، این روز در حافظهام به عنوان یکی از بهترین و شگفتانگیزترین روزهای زندگیام باقی خواهد ماند.