رها بهاری

نگارش پنجم.

نگارش درس خرد مندان صفحه ۶۰ خلاصه داستان راز گل سرخ

جواب ها

سلام تو رو خدا فقط بهم معرکه بده ... من تازه واردم.. دشتی سرسبز، پروانه‌ای با بال‌های زیبا زندگی می‌کرد. او چنان مغرور بود که هر روز صبح خودش را در آب برکه تماشا می‌کرد و از زیبایی‌اش لذت می‌برد. پروانه‌های دیگر که از خودبینی او ناراحت بودند، از برکه خواستند تا کاری کند که دیگر تصویر پروانه در آب پیدا نباشد.صبح روز بعد، پروانه نتوانست خود را در آب ببیند و وقتی متوجه شد دیگران نیز به او توجهی نمی‌کنند، ناراحت و تنها شد. در همین حال، روی یک گل سرخ نشست و برای اولین‌بار زیبایی دیگری را ستایش کرد. این آغاز گفت‌وگویی بین گل سرخ و بخش‌های مختلف آن شد: گلبرگ‌ها، برگ‌ها، ساقه، ریشه، زمین، و خورشید—هرکدام با فروتنی نقش خود را به دیگری نسبت دادند و در نهایت همه به خداوند اشاره کردند که آفریننده اصلی و بخشنده زیبایی‌هاست.دیگر به سمت دریاچه نرفت و خود را در آن ندید ...

سوالات مشابه

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن