SOBHAN[F]

نگارش نهم.

یه انشا با موضوع آزاد و طنز آمیز

جواب ها

seti.f.🪿

نگارش نهم

ماجرای گربه‌ی فضانورد 🚀🐱 یه روز، گربه‌ی ما، که اسمش 'خان‌یار' بود، داشت توی حیاط قدم می‌زد و پرنده‌ها رو تعقیب می‌کرد. خان‌یار گربه‌ای بود با یه سری ایده‌های عجیب و غریب. یهو، چشمش به یه سفینه‌ی فضایی که وسط حیاط فرود اومده بود، افتاد! 😲 سفینه باز شد و یه موجود فضایی سبز رنگ با چشم‌های درشت بیرون اومد. اون موجود فضایی گفت: 'ما به دنبال یه فضانورد هستیم که عاشق ماجراجویی باشه و البته، عاشق ماهی!' خان‌یار که تا اون موقع فقط عاشق ماهی بود، یه نگاه به ماهی‌های داخل سفینه کرد و گفت: 'من!' 🐟 خان‌یار سوار سفینه شد و راهی فضا. توی فضا، خان‌یار با سیاره‌های عجیب و غریب و موجودات بامزه آشنا شد. یه بار هم با یه ستاره‌ی دنباله‌دار دوست شد که خیلی بهش ماهی می‌داد! 🌟 اما مهم‌ترین اتفاق، وقتی افتاد که خان‌یار یه سیاره‌ی پر از نخود فرنگی پیدا کرد! 🥜 خان‌یار که از نخود فرنگی بدش می‌اومد، با موجودات فضایی یه معامله کرد: نخود فرنگی‌ها رو با ماهی‌هاشون عوض کرد! 🤝 وقتی خان‌یار برگشت، همه داشتن انتظارش رو می‌کشیدند. خان‌یار با یه جعبه‌ی بزرگ ماهی و یه عالمه داستان فضایی، دوباره توی حیاط خونه‌ش ظاهر شد. از اون روز به بعد، خان‌یار تبدیل به یه گربه‌ی فضانورد مشهور شد و هر شب، زیر نور ماه، به آسمون نگاه می‌کرد و به ماجراجویی‌های فضایی‌ش فکر می‌کرد. 🌃

سوالات مشابه