۱.مجاز: تو معنای غیر حقیقی خودش به کار رفته و واقعی نیس مثلا میگم
من کلا یه قاشق خوردم
منظورم اینی که یک قاشق رو خوردم درواقع دارم میگم من محتوای توی اون قاشق رو خوردم
۲.حسن تعلیل: اگه به یه پدیده عادی یه دلیل غیر منطقی اضافه بکنه شاعر میشه حسن تعلیل
مثلا من میگم که درخت بید مجنون بخاطر اینکه میوه نمیده و ثمری نداره از خجالت سرش همیشه پایینه این یه دلیل غیرمنطقی برای یه پدیده ی منطقیه
۳.پاردوکس: اگه دوتا چیز که معنای اونا برعکس هم باشه تو شعر یا نثر بیان میشه پرادوکس مثلا گودالِ بلند
گودال بلند نیس گودال عمیقه و گودالِ بلند اینجا پاردوکسه
۴.ایهام: اگه تو شعر به یه کلمه برخورد کردی که دوتا معنی داشت و با هر دوتا معنی تو شعر معنی میداد میشه ایهام
مثلا مهر و وفا
مهر میتونه به معنای محبت هم باشه میتونه به معنای عشق هم باشه
۵. استعاره هم یک نوع تشبیهی هست که وجه شبه ارکان تشبیه و مشبه محذوفه و فقد مشبه مه رو داره
مثلا
ماه من
من اینجا شحص مقابل رو به ماه تشبیه کردم و درواقع گفتم
یار من مانند ماه زیبا است