موضوع: شکواییه یک نوجوان
عنوان: پرواز در قفس
روزی روزگاری، وقتی به آینه نگاه میکنی، تصویری را میبینی که شاید هیچوقت نتوانی به آن کاملاً نزدیک شوی. احساس میکنی که دنیا بر روی دوشهایت سنگینی میکند. دوست داری پرواز کنی، اما ظاهراً در قفسی از انتظارات و فشارهای اجتماعی گرفتار شدهای. نوجوانی یعنی پیوسته در جستوجوی خودت باشی، هویتی که همیشه در حال تغییر است و در این میان، ہر کس نظری دارد، گویی تو یک کتاب باز هستی که همه میتوانند صفحاتش را ورق بزنند.
از یک سو میخواهی با دوستانت خوش بگذرانی، از طرف دیگر، انتظارهایی که خانواده و جامعه از تو دارند، بر روی شانههایت سنگینی میکند. میخواهی در دنیای مجازی خودت را پیدا کنی، اما همزمان میترسی که مورد قضاوت قرار بگیری. گاهی احساس میکنی که صدای تو به گوش کسی نمیرسد و این حس مثل یک کوه از ناامیدی بر سرت سنگینی میکند.
اما در این میان، باید به خودت یادآوری کنی که تو تنها نیستی. همه نوجوانها در حال کشف خویشتناند و در این سفر، لحظات خوبی هم وجود دارد. دوستانی که در کنارشان میخندی، موسیقی که روح تو را شاداب میکند و رویاهایی که در ذهنت از آیندهای روشن نقش میبندی. در این دنیا، هیچ چیز دائمی نیست و این فشارها نیز به مرور زمان، کمرنگ میشوند.
در نهایت، به یاد داشته باش که پرواز به سمت آسمان نه تنها حق تو، بلکه طبیعت توست. به قفس خودت تکیه نکن، بلکه بگذار رویایت تو را به پرواز درآورد. این حالت از تنش و سردرگمی میتواند فرصتی برای رشد و شکوفایی باشد.
من اینو نوشتم خوشت اومد تاج بده:)))