peranses _mhi

نگارش هشتم. درس5 نگارش هشتم

باز نویسی این حکایت رو هرکی میتونه برام بنویسه لطفا از گوگل نباشه💞💜

جواب ها

سارینا نجفی

نگارش هشتم

حاکم خوب وعادل بود که روزی در هین شکتر از اسب به پایین افتاد شنوایی هردو گوشش را از دست داد وغم واندوه تمام درونش را فراگرفت برای اینکه دیگر چون نمیتوانست صدای مظلومان بی گناه را بشنود عالمی دانا از این قضیه با خبر شد رفت به پبش حاکم با اشاره ونوشاتن به گفت مشکلش چیست ان هم تمام قضیه را کامل برایش باز گو کرد عالم دانا هم در جواب به او گفت تومیتونی از حس های دیگرت مثل چشم استفاده کنی حاکم به او پاداش گرانبهایی داد واورا وزیر خود خواند ودر تمام مش کلاتش از او یاری خواست وبه جای شنوایی از حواس دیگر استفاده کرد به طوری که دیگر ناشنوایش را فراموش کرد وبه خوبی برای همیشه به زندکی خود ادامه داد.
mahshid abaszadeh

نگارش هشتم

جواب انشا

سوالات مشابه درس5 نگارش هشتم