به نام خدا
این شعر از دل یک عاشق دلسوخته بر آمده که احتمالا بسیار هم خسته و آزرده بوده است . این شعر وصف حال کسانی است که به معشوق یا محبوب خود نرسیده اند ، از کلمه دامن کشان میتوان فهمید که عشقی زمینی در کار بوده است و نمیتوان آنرا همچون برخی معلمان ادبیات به خداوند یکتا نسبت داد .
کلمه دامن کشان در اینجا ناز و عشوه معشوق را نشان میدهد و زهر تنهایی نشان از آن است که عاشق بسیار ناراحت است و تنهایی را به زهری کشنده تشبیه کرده است که این موضوع صحیح است و گاهی تنهایی حتی به زوال عقل ختم شده است.
تکرار کلمه نشان باعث شده که شعر نوعی وزن درونی پیدا کند و باعث شده شعر دلپذیرتر باشد . هرچند در برخی مواثع از تکرار در شعر نهی شده است اما تکرار در بعضی جاها از جمله این شعر باعث دلنشین تر شدن شعر میشود .
این شعر بیشتر به گوشه گیری شخص شاعر پس از یک ناکامی در وصال اشاره میکند به طوری که از گفت و گو با انسان ها پرهیز میکند ( دیگر مپرس از من نشان)
در کل این شعر به این اشاره میکند که عشق همچنان که میتواند انسان را رشد دهد در صورت ناکامی میتواند تا این حد مُخَرِب باشد و ما باید در انتخاب همدم خود دقت کنیم .
((امیدوارم مفید واقع شده باشه))