مرا در من نمی یابی که من از خود گذشتم در این خانه که تن است نمی گنجم از این خانه برون جستم
تا در هوای تو بی خانه شوم بی خود بی مرز بی پایان...
من همان عطری ام که از رد قدمت برباد مانده
نه در جسمم نشانی هست نه در نامم
من در تو گم شدم و تو در من پیدا شدی
جووون شاعر شدممم