1درد عشقی کشیدهام که مپرس ◈※◈ زَهرِ هجری چشیدهام که مپرس
معنی: درد و سختی که از عشق و تلخی که از دوری کشیدهام قابل بیان نیست.
۲- گشتهام در جهان و آخرِ کار ◈※◈ دلبری برگزیدهام که مپرس
معنی: تمام دنیا را جست و جو کردهام و سرانجام دلبری انتخاب کرده ام که قابل توصیف نیست.
۳- بی تو در کلبهی گدایی خویش ◈※◈ رنجهایی کشیدهام که مپرس
معنی: بدون تو و در غم دوری تو در تنهایی و خلوت فقیرانه خودم رنجهایی را تحمل کرده ام که قابل توصیف نیست.
آرایه ادبی:
۴- همچو حافظ، غریب در ره عشق ◈※◈ به مقامی رسیدهام که مپرس
معنی: مانند حافظ غریبانه در راه عشق به مقام و جایگاهی رسیده ام که قابل توصیف نیست.
لطفا معرکه بده