دست به خاک ، بزنی طلا بشه
هرکه بامش بیش برفش بیشتر
قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود
آب که از سر بگذرد چه یک وجب چه صد وجب
معرکه و فالو یادت نره وگرنه گزارش
اولی- نابرد رنج گنج میسر نمیشود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
دومی- قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود
سومی- هرکه بامش بیش برفش بیشتر
چهارمی- آب که از سر گذشت چه یک وجب چه چند وجب