ببین ص ۸ فنون کامل توضیح داده
ولی بازم به طور کلی ميگم
قلمرو زبانی: نقش کلمه ها توی جمله(مفعول،متمم،نهاد،قید) املا و معنای کلمات یا کلماتی که ریشه عربی دارن(دُر) و یا کلماتی که کهن هستن و الان ازشون استفاده نمیشه(نمییارست)
قلمرو ادبی: بیشتر ارایههای ادبی(مراعاتنظیر،تشخیص،تضاد،کنایه،استعاره،تشبیهو...)
قلمرو فکری:معنا و مقصود شاعر یا نویسنده یعنی مفهومی که میخواسته برسونه رو بررسی کنیم.همچنین قالب شعر(مثنوی،غزل،قطعه،قصیدهو...)بررسی میشه همچنین لحن(حماسی،داستانی،تعلیمی)که با خوندن شعر و معنی کردنش راحت متوجه میشی، و نوع نوشتن رو هم بررسی میکنیم
مثلا:
ندانی که ایران نشست من است/جهان سر به سر زیر دست من است
چو ایران نباشد تن من مباد/در این بوم و بر زنده یک تن مباد
خب قلمرو زبانی که واژه غير فارسی نداره کلنات کهن نداره و کلا اینجا براش چیز خاصی نمیشه نوشت
قلمرو ادبی کنایه داره (جهان زیر دست من است کنایه از در خدمت و تحت فرمان گرفتن
واج آرایی هم داره (س)و(ن) بیت اول
برای قلمرو فکری میگیم توی بیت دوم منظور شاعر اینه که اگر روز ایران ویران بشه من هم نیست و نابود میشم و از خدا میخوام که هیچ کسی هم توی این سرزمین زنده باقی نمونه و کلا حکیم فردوسی داره درمورد وطن و درواقع همت و عشقش به ایران صحبت میکنه