1. a carpenter's kit ابزارگان (جعبه ی ابزار) نجار 2. a first-aid kit ابزارگان کمک های نخستین (پزشکی)،وسایل کمک های اولیه 3. a travel kit توشه ی سفر 4. the whole kit and caboodle (عامیانه) همه کس،هرچیز،یکجا،قلفتی 5. a model airplane kit کاچار هواپیمای اسباب بازی (اجزای هواپیمای اسباب بازی که باید روی هم سوار شوند) 6. medical supplies in a clear plastic kit وسایل پزشکی در یک محفظه ی شفاف پلاستیکی 7. She built the doll's house from a kit. او خانه ی عروسک را از جعبه ساخت بود .