جاذبه هوا همه رو به این ور و اون ور میبره به همجور که در هوا این ور و اون ور میشوم به بیرون نگاه میکنم ما در کنار سیاری ناهید هستیم وای چه زیباست کسی انجا نیست با اینکه تازه از غذا خوردم ولی دوباره حسابی گرسنمه ولی نمتونم چیزی بخورم مگر اینکه به اتاق خلبان بروم چون فقت اونجا هست که کسی بالا پایین نمیره به سمت اشپز خوبه روانه میشم ماکرو فر در هوا معلق مخوره میگیرمش و میزارم جای یخچال و بالاش را سفت میکنم تا دوباره به بالا نره خداروشکر یخچال از جا بلند نشده یک لحظه تصور کردم اگه یخچال از زمین بلند بشه چی میشه در اوج تصور بودم که کمک خلبان منو صدا زد بهم گفت چته تو فکر گفتم که داشتم تصور میکردم اگه یخچال مس ما تو هوا معلق بشه چی مشع
کمک خلبان گف معلومه دیح کل غذا ها خراب و بیرون میریزن و ما اینجا گرسنه میمونیم لبخندی زدم و از اتاق بیرون شدم حواسم به خودم بود که با صدای جسی سگ خود ا فکر بیرون اومدم جسی در هوا معلق بود و پارس میکرد به زحمت گرفتمش و رفتم کنار شیشه فضا پیما نزدیک ماه بودیم وای خدای من چه زیباست خلبان فضا پیما صدایم کرد و گف بیا کمک رفتم کمک فضا پیما روی ماه فرود اومد چه زیبا بود همه جا خالی برایم سوال شده بود که چرانمیشود اینجا نفس کشید
بزن معرکه میدونم خوشت نمیاد ا انشام😐🙏