یه انشای کوتاه از زبون خودم میگم شاید بدردت خورد
ما درحال رفتن به سمت کره ی ماه بودیم خیلی اشتیاق داشتم کم کم از جو زمین خارج شدیم و به اسمانی سیاه رنگ رسیدیم در این اسمان سیاه رنگ زمین را دیدم که همانند توپ کوچکی بود و ما داشتیم از او دور میشدیم خورشید را دیدم که بسیار بسیار بزرگ بود و درحال اتش گرفتن بود کم کم به ماه نزدیک میشدیم و در نهایت رسیدیم در فضا هیچ اکسیژن و جاذبه ای نبود پن به روی ماه امدم و شروع به راه رفتن کردم ماه از سطح زمین خیلی کوچک به نظر میرسید ولی فهمیدم که ماه خیلی بزرگ است ماه توپی خاکستری با حفره هایی بود هیچ کس انجا نبود فقط ما بودیم
خیلی بد شد😂 اگه بدردت خورد معرکه بزن