معنی👇🏻
بنیان نهاده بود: تاسیس کرده بود
مرکز فرمانروایی: پایتخت
پهناور: وسیع
تاخت و تازی سهمگین: حمله ای بزرگ و ترسناک
باختر: غرب
شهرت طلب: طالب مشهور شدن
سرزمین مقدونیه: منطقه ای در یونان
لگد کوب سم اسبان: در سرزمین ما تاخت تاز کنند و هر کاری دلشان خواست انجام دهند.
پایداری: مقاومت
آفتاب، تازه تاریکی شب را کنار زده بود: خورشید تازه طلوع کرده بود
بانگ: فریاد زد
اینک تنم، جانم: جان من آمادهی فدا شدن برای ایران است.
قوت هر چه تمام تر: با حداکثر نیرو
آفتاب، هنوز فروغ زرین: خورشید طلوع نکرده بود
چیرگی: پیروزی و برتری
بی باکانه: بدون ترس
بوم و بر: سرزمین
بنیان نهاد: تاسیس کرد
تاخت و تاز: حمله
پارس: فارس
برافراشته: بالا برده
نومیدی: ناامیدی
گذرآگاه: راه گذر، محل عبور
گرایید: رو آورد
گلگون: سرخ رنگ
یورش: حمله
سایه افکندن: توجه کردن، کسی را در پناه خود آوردن
آهنگ ایران کرد: قصد حمله به ایران کرد
چابک: چالاک، تیزپا و سریع
مباد: نباشد
محاصره: دور چیزی را گرفتن
خفّت: تحقیر، کوچکی، خواری
سلاح: اسلحه، وسایل جنگ
یال: موی گردن شیر و اسب
بدین: به این
اوضاع: شرایط و وضعیت
خانمان: خانه و کاشانه
گلگون: سرخ شده به رنگ خون
پیکار: جنگ
ایستادگی: مقاومت
هم خانواده👇🏻
هجوم: مهاجم، تهاجم
شدت: شدید
مانع: موانع
اوضاع: وضع
گذرگاه: رهگذر
شکوه: شکوهمند
عظیم: عظمت، اعظم
حیرت: حیرت آور، حیرت زده
مخالف👇🏻
نیرومند ≠ ضعیف
باختر ≠ خاور
انبوه ≠ کم
امید ≠ ناامیدی
اسیر ≠ آزاد
دشمن ≠ دوست
دلیر ≠ ترسو
زودتر ≠ دیرتر
شجاع ≠ ترسو
جنگ ≠ صلح
خفت ≠ عزت
آخرین ≠ اولین
معرکهههه🦋✨️