د‍ت‍ꜛꜜ‍ش‍ی‍‍ت‍‍‍گ‍‍ه

فارسی ششم. درس 4 فارسی ششم

بچه ها درس چهارم نیست فقط یک بند انشا درمورد نماز می خواهم لطفأ زود بگین معرکه می دم

جواب ها

جواب معرکه

نماز یکی از بهترین کارهایی است که ما میتوانیم برای شکر نعمت های خداوند استفاده کنیم.نماز ستون دین و یکی از فروع دین است.پیامبر اکرم حضرت محمد (ص)درباره نماز می فرمایند:نماز نور چشم من است.نماز یکی از واجبات دین اسلام است.ما انسان ها وقتی نماز میخوانیم در دلمان ارامشی وصف نکردنی حکم فرماست.🪅🪅 اگه میشه معرکه بده✨️منتظرم😉
نماز مهمترین عملی است که ما انجام میدهیم .به گونه ای که اگر نماز ما قبول خداوند نباشد هیچ یک از دیگر اعمال ما مورد قبول نیست، میگویم شیطان دست به کارهای متفاوتی می زند تا ما انسانها را از نماز خواندن باز دارد .او مارا به کارهای مباح سر گرم می کند . تا ما از خواندن نماز اول وقت دور شویم، معمولا اگر نمازمان را اول وقت نخوانیم نمازمان قضا می شود.یکی از نمازهایی که ما درهر هفته فقط یک بار می خوانیم نماز جمعه است . که خداوند در قران کریم فرموده اند ثواب نماز جمعه با ثواب حج برابر است .آیا میدانی نماز جماعت چقدر ثواب دارد که پیامبر اکرم (ص) در این باره فرموده اند ، اگر تعداد کسانی که در نماز جماعت شرکت دارد ده نفر یا بیشتر باشد ثواب آن به حدی است که اگر همه ی درختان قلم شوند و همه ی در یاها مرکب شوند باز هم نمی توانند ثواب یک رکعت آن را بنویسند .حالا از شما دوستانم سوال میکنم با این همه ارزش و اهمیت که در وصف نماز گفته شده و با این همه اثری که روی زندگی من دارد و با این همه ثوابی که نماز خواندن دارد چگونه می توانم نماز را ترک کنم؟؟؟افکارم را از سرم دور کردم،برخاستم وبه نمــاز اقامه کردم؛هرذکری که میگفتم،آرامش بیشتری میافتم.احساس سبکی میکردم،گویا بارِ بزرگی را ازدوشم بر می داشتند.آرامشی که درآن لحظات داشتم برام وصف شدنی نبود.نمیدانم دراین آیات چه سِرّی نهان بود،که بر زبان آوردنشان چنین آرامشی به آدم میداد.سجده آخرِ نمــاز بود؛به سجده رفتم وعاجزانه آرامشی همیشگی را از خــدا طلب کردم.درهمان حال بی اراده قطره اشکی ازگوشه چشمم روی سجاده چکید… انشا نماز زیباترین نیایش بوی یاس های خشکیده فضارا پرکرده بود.سرم را از سجده برداشتم،تشهدوسلام دادم،بوسه ای بر روی مُهر نشاندم وسجاده را جمع کردم؛ عجیب بود،حالم دیگر آن آشفتگیه قبل از نماز را نداشت. آرام بودم.واین آرامش را در دیگرلحظات عمرم حفظ کردم،آن چادر سفید،حصارهمیشگیه خلوتهای من وخــدایم شد… وضوگرفتم؛ باهرمشت آبی که به چهره ام میزدم،درخشش نوری را دروجودم احساس میکردم.به اتاق برگشتم؛چادرِ سفیدِ مادرم راسرکردم،نگاهم درآیینه به خودم افتاد؛به راستی که چقدر چهره ام با آن چادرسفید،معصوم شده بود!…ناخودآگاه لبخندی گوشه لبم نقش بست؛سجاده فیروزه ای رنگ مادرم را از گوشه طاقچه برداشتم وکف اتاق پهن کردم.نگاهی به ساعت انداختم؛ده دقیقه به دو بامداد بود.نمیدانم چراباآن روحیه زخمی،درآن ساعت ازنیمه شب که همه خواب بودند،به نمــاز می ایستادم؟!…نیمه شب بود،یک نیمه شب سهمگین؛دراین نیمه شب حال دلم خوش نبود،دلم گرفته بود؛ ساعت ازیک بامدادگذشته بود،ولی همچنان خواب برایم معنایی نداشت؛ازجایم برخاستم،کلافه بودم،کمی دور اتاق قدم زدم؛رفتم کنارپنجره ایستادم وبه آسمان نگریستم.ظاهراساکت بودم،اما درونم غوغا بود. خــداراصدا میزدم؛عاجزانه به آسمانِ پرستاره خیره شده بودم وخــدا رامیخواندم. درآن لحظه تنهاچیزی که در ذهنم شکل گرفت،معمایی به نام “نمــاز” بود؛ناخودآگاه نیرویی مراتقویت کردکه بعد از مدت ها نمــاز بخوانم.می خواهد بغض سکوتش را بشکند و فریاد بزند و با خدای خویش راز و نیاز کند. قنوت چه لحظه زیبایی است. انسان را به یاد ان پرستویی می اندازد که سالهاست در فراغش به افق نظاره میکند. و من در بی کسی هایم تنها نام مقدس تو را زمزمه میکنم چون تو تنها کسی هستی که در اوج فاصله ها صدایم را میشنوی. ای یاری دهنده دلهای ناامید از تو میخواهم دلم را با نورت روشن سازی ودر هنگام مصیبت ها پناه دل بی کسم باشی.نماز را دوست دارم وقتی که سر بر سجده میگذارم و در مقابل مقام بلند تو حاجتم را میخواهم وقتی که سجده میکنم میخواهم ساخته شدن وجودم از خاک را به یاد آورم و همچنین از نعمت های بی کران خداوند تشکر کنم.وقتی نماز میخوانم به کرانه های آسمان میرسم،به اعلاء و به عروج میرسم نماز لحظه ی زیبایی است.صدای دلنشینی گوشهایم را نوازش میکند و سکوت و تنهایی ام را در هم میشکند بویی به مشامم میرسد.عصاره عطر اقیاقیاست که با گل رز آمیخته شده و فریاد دلنشین الله اکبر را با نسیم صبحگاهی به در خانه مردم می کوبد؛خدا بزرگ است.« حی علی فلاح»بشتابید به سوی رستگاری.از خواب برمی خیزم به کنار حوض می روم شنای ماهیان درون حوض مرا به یاد،شستشوی انسان بوسیله ی نماز های پنج گانه می اندازد. چه صدای دلنشینی«لا اله الا الله» معبودی جز او نیست. سجاده ام را باز می کنم،فریادی از درون،خود را به دیواره های وجودم می کوبد و انگار دیگر تحمل سکوت را ندارد.نماز می خوانیم تا بندگی خود را به آفریننده ی جهان هستی ثابت کنیم و بگوییم که جز تو سرپناهی برای کمک و یاری نداریم. غیر از تو سنگری برای مقابله با دشمنان تو نداریم و فقط تویی هم درد ما در مشکلات پس به تو سجده می کنیم. نماز خواندن و در نهایت ایمان یک شخص به آموزش و اعتقاد خانواده و مخصوصا پدر و مادر بستگی دارد.  پس خانواده های ما در ابتدا خود اعمال دینی ومخصوصا نماز(جماعت)را انجام دهند و از کودکی به فرزندان خود آموزش بدهند تا دربزرگسالی دچار مشکل نشوند. وهمچنین نباید والدین فرزندان خود را طوری به نماز خواندن وادارند که آنها فقط به خاطر پدر و مادرشان نماز بخوانند و وقتی که آنان نیستند هیچ توجهی نداشته باشند. پس همانطور که گفته شد ما باید در کودکی و همچنین کودکان را تشویق به این کار کنیم. ما انسان ها گاهی نماز را برای دیگران می خوانیم و گاهی برای استفاده بردن از معنویات آن ولی ما موظفیم در برابر نعمت های بیکران خداوند متعال او را سپاس گوییم. پس به عقیده ی من ما نماز را برای شکر خدا و مهمتر از آن رضای خدا می خوانیم.

سوالات مشابه درس 4 فارسی ششم

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن