بازرگان : تاجر
سرمایه : درآمد
حوادث: اتفاق وحشتناک
مقام : سر بلندی
اندوختن : ذخیره کردن
مراقبت : مواظب
محافظت : نگه داری کردن
خصلت : عادت
کاهلی : تنبلی
مقصد : هدف
روی بگرداند: پشیمان شود
آسایش : آرامش
غفلت : توجه نکردن
تهیدست : فقیر
اندک اندک: کم کم
اندوختن : ذخیره کردن
چار پایان : حیواناتی که با چهار پا حرکت می کنند
پاره ای : تکه ای
خشنود : خوشحال
کسب : حرفه
فضیلت : برتری
فروغ: روشنایی
پرده ی خاک : زیر خاک
آراست : زیبا کرد
بهره گیرند : استفاده کردند
موذی : آزار دهنده
هلاک : نابود کرد
دستم درد گرفت معرکه بده لطفا 🙏 ❤️ 🩷 💖 💝 💜 🙏