در خانه تنها بودم. هیچ صدایی نبود به جز تیک تاک ساعت. به فکر فرو رفتم که ساعت با این تیک و تاک چه چیزی به من می گوید؟
در اطراف ما آن قدر همهمه و شلوغی است که اعتنایی به صدای ساعت نمی کنیم. در زندگی هم در حدی مشغول مشغله ها هستیم که به گذر سریع زمان هیچ توجهی نداریم؛ اما اگر کمی با ساعت خود خلوت کنید متوجه حرف زدنش با شما به زبان تیک تاکی می شوید. این صدا پژواک دویدن بی وقفه عقربه هاست و سه پیام مهم را می رساند.
اولین و مهمترین منظور ساعت از این صدا این است که کار امروز را به فردا نیفکنیم. او به ما یادآوری می کند که با هر تیک و هر تاکش قطره ای از شیشه عمرمان کاسته می شود تا زندگی به پایان رسد. شاید یک قطره از این شیشه نسبتا بزرگ بسیار اندک به نظر بیاید؛ اما مجموع همین قطره ها هستند که تمام زندگی را می سازند... پس نباید آن ها را به بطالت گذراند.
پیام دوم سخنی است که ساعت در روزهای سخت و دردناک زندگی به ما می گوید. او مدام به من و تو می گوید:《این نیز بگذرد!》. زمان هیچ گاه نمی ایستد و همیشه به سوی آینده حرکت می کند. در روزهای آزاردهنده نیز گرچه سخت می گذرد ولی 'می گذرد'.
پیام سومی که عقربه ها به ما می رسانند این است که هیچ خوشی ای ابدی نیست... پس مغرور نشو! هنگامی که به خود می بالی ساعت قهقهه ای می زند و می گوید:《 ای حقیر! به صدایم گوش فراده بشنو پی ببر که تا همیشه در این شرایط نخواهی ماند!》
شاید صدای ساعت به ظاهر صدایی معمولی باشد، اما اگر به آن گوش دهید سخنان زیادی با شما دارد... راه سعادت در همین سه پند ساعت خلاصه شده است.
خودم نوشتم طبقه بندی هم داره معرکه یادت نرههه!