در درس اول هشتم، داستان درباره پسربچهای هست که به خاطر برخی از رفتارهایش از خدا میترسد. او احساس میکند که ممکن است خدا او را بخاطر اشتباهاتش تنبیه کند. در این داستان، پسربچه با افکار و احساساتش درباره خدا مواجه میشود و در نهایت به این نتیجه میرسد که خداوند مهربان است و باید به جای ترس، به او نزدیک شود. داستان بر اهمیت عشق و رحمت خداوند تأکید میکند و نشان میدهد که به جای ترس، باید به خدا امید داشته باشیم.!
معرکه یادت نره....