اروو

نگارش نهم. درس 1 نگارش نهم

سلام دوستان خوبید ؟ ی انشا درمورد ( تاکسی یا اتوبوس- ) شلوغ مدرسه میخواستم. لطفاً از اینترنت نباشه به همه تاج میدم موفق باشید ✨❤️

جواب ها

جواب معرکه

اقای مهندس

نگارش نهم

بفرمایین

جواب معرکه

FiFTY nine

نگارش نهم

مقدمه: دنیای مدرن دنیای شلوغ و شگفت انگیزی شده است، مردم برای رفع نیاز و حاجت های خویش مجبورند صبح تا شب تلاش کنند و مرتب نقل مکان کنند که یکی از این وسایل حمل و نقل اتوبوس است. داخل اتوبوس که می شوید با انسان های متفاوتی روبه رو هستید و با اغلب کسانی که نزدیکتان هستند، هم صحبت می شوید. تاج بده بدنه: وارد اتوبوس که می شوید با افراد زیادی رو به رو می شوید که لباس های متفاوت دارند و افکارشان هم اصلا به شما نزدیک نیست، اول صبح که باشد همه خسته و خواب آلو و گاهی هم طلب کار هستند. دغدغه هایشان متفاوت است و هر کدام غرق آرزوهای خودشان هستند و البته سیاست مداری قهار که از هر دری سخن می گویند. تاج بده تاج بده تمام حاکمان کشورهای مختلف را تعویض می کنند و گاهی قیمت دلار را هم تعیین می کنند. یکی مغازه دار است و از اجاره ها حرف می زند، یکی دست فروش و دیگری هم کارمند یک اداره و ان دیگری هم مکانیک و کاردان فنی، چه قدر شغلشان تفاوت دارد ولی در مورد مسائل داخلی کشور و حوادث روز خبر دارهستند. تاج بده تاج بده و اما در بخش زنانه که باشید دنیا کاملا فرق دارد، سخنشان، شیوه نگرششان، خریدها و طرز لباسشان، یکی بی حجاب و دیگری پوشیده است و هر کدام غرق آرزوهایشان هستند، هیاهویشان هم بیشتر است. یکی بدهکار است و دیگر فرزندش بیمار است و ان سومی هم مجرد است و هنوز حرف زیادی برای گفتن ندارد. تاج بده اغلب پشت سر شوهران خود حرف می زنند و کمتر زنی دیده می شود که از همسرش راضی باشد. شاید اتوبوش شلوغ هم یک رسانه باشد که هر فردی تمام شنیده ها و دیده های خود را به دیگران منتقل می کند. معرکه بده تاج بده نتیجه گیری: جامعه از همین تجمع های کوچک شکل می گیرد، بهتر است در هنگام نقل سخن و یا اظهار نظر هم مراقب گفته های خود باشید تا سخن نادرست در جامعه نشر نگردد. از دیگران رفتار و گفتار درست را بیاموزید و از بی ادبی و بی احترامی به دیگران پرهیز کنید.تاج بده تاج بده تاج بده

جواب معرکه

به مدرسه میخواستم بروم خیلی دیرم شده بود از مدرسه همش بهم زنگ میزدن پیش خودم فکر کردم اگر با اتوبوس برم ۱۰ دقیقه طول میکشه اگر پیاده برم ۲۰ دقیقه یا شاید هم بیشتر تصمیم گرفتم بااتوبوس برم سوار اتوبوس شدم آنقدر که شلوغ بود که جای سوزن انداختن هم نبود من ایستادم کنار من پیر زنی فرسود ایستاده بود و جلوی من پسرکی روی صندلی نشسته بود وداشت با گوشی اش بازی می‌کرد یکدفعه گوشی پسر زنگ خورد و جواب داد و با تلفن چند ثانیه ای صحبت کرد بعد از تمام شدن تماس اش پیرزن از پسر سوالی پرسید و گفت پسرم میشه بنده جای شما بنشینم؟ پسر یه نگاهی به پسر زن کرد و گفت نه پس خودم کجا بشینم برو کنار حوصله ندارم پیرزن ناراحت شد تا به ایستگاه رسیدیم پسرک پیاده شد و پیرزن جایش نشست اما خیلی حال خوبی نداشت من هم ایستگاه بعدی پیاده شدم و پیش خود فکر کردم ای کاش به جای این همه خشونت و بی احترامی به بزرگتر هامون احترام بگزاریم و جواب شون رو ندیم اون رو خاطره ایی به یاد ماندنی برایم بود..

سوالات مشابه درس 1 نگارش نهم