سینا

فارسی هفتم. درس 16 فارسی هفتم

فردا امتحان فارسی درس 10 تا16 هرکس لغات بفرسته معرکه میدم

جواب ها

جواب معرکه

𝑹𝒐𝒔𝒆

فارسی هفتم

اینطوربرافراشته: بلند کردهتحصیل: درس‌خواندن، یاد گرفتنممنوع: منع شدهمکتب‌خانه: مدرسه در قدیمناگزیر: ناچارختم قرآن: پایان، یک بار خواندن از ابتدا تا انتهای قرآنفعّال: کوشا، پُرکارحوزه‌ی علمیّه: مرکز آموزش علوم دینیاعتصاب: دست از کار کشیدن به نشانه‌ی اعتراضبرگزید: انتخاب کردفرمان: دستورتأسیس کرد: به وجود آورد، تشکیل دادبانگ: صدا، فریادعالِم: دانشمندآموزگار: معلّم، آموزندهفروتن: متواضع، افتادهگریخت: فرار کردخوش بیانی: گرم زبانی، دلنشینی کلاماستقبال: پیشواز کسی رفتنسیمای جذّاب: چهره‌ی دوست داشتنینظام شاهنشاهی: حکومت پادشاهیصاحب: داراواژگون: سرنگونخصوصیّات: جمع خصوصیه، ویژگی‌هاپایه‌گذاری: به وجود آوردن، راه‌اندازیاعتقاد: باورغافل: بی‌خبردگرگون کرد: تغییر دادمیراث: باقی ماندهعُلما: جمع عالِم، دانشمندانگران‌بها: با ارزش. درس ۱۵:خوب از آب در نیاید معنی: کنایه از خوب نتیجه ندهد. بادی در گلو انداخت معنی: به کنایه مغرور شد. ( با غرور و تکبر حرف می‌زد) سکوت مرگ‌باری بر سالن نمایشگاه حاکم شد معنی: تمام سالن را سکوت مرگ‌باری (بدی، دلخراشی) فرا گرفت. سر جعبه مانند: تشبیه سرو بازوانش: مراعات نظیر تضاد: سوال ، جواب تکرار: سوال خیره شدن: نگاه عمیق ، زل زدن قید: البته ، هرگز ، اصلا فهرست: لیست ، سیاهه بازدید: دیدار ، دیدن صدای خشن و خرخر مانند: واج آرایی حرف (خ) هرگز ، هیچ گاه: قید موقع: وقت ، زمان اوقات: جمع مکسر وقت ، زمان ها شاپرک: نوعی پروانه ، نماد انسان های مهربان موذیانه: حیله گرانه ، آزار دهنده ، اذیت کننده توجه: نگاه کردن ، دقت کردن جلب: جذب ، ربایش ناامیدی: یاس نور سرد: حس آمیزی نورد سرد: کنایه از بی احساس بودن طراحی: برنامه ریزی ، نقشه کشی تکه: پاره ، ریزه ، جزء مزه: طعم متاسفانه: با تاسف صدای ریز: حس آمیزی گونه: لپ ، دو طرف صورت خوب از آب در نیاید: کنایه از اینکه خوب نتیجه ندهد ، نامناسب بودن تحسین: تشویق ، آفرین گفتن خوشایند: دلخواه ، پسندیده ، مقبول ، مطلوب صدای شیرین: حس آمیزی انبوه: پر ، فراوان ، انباشته سرشناس: نامی ، معروف ، نام آور وضعیت: چگونگی ، حالت ، موقعیت مطمئنم: یقین دارم ، شک ندارم ، اطمینان دارم خفاش: شب پره ، شب کور نجوا: آوا ، صدا ، زمزمه ، آهسته حرف زدن تحسین: تشویق کردن غرش: فریاد ، صدای ترسناک و بلند دل آدم آهنی گرفت: ناراحت و غمگین شد مودبانه: با ادب و با تربیت مرتبا: با نظم و ترتیب ، پی در پی ، پشت سر هم بد جنس: بد ذات ، پست آویزان: معلق ، آویخته درخشنده: تابان ، تابنده ، پرنور خیره شدن: زل زدن ، به دقت نگاه کردن عجیب: شگفت آور شتاب: عجله التماس: درخواست ، خواهش باد در گلو انداختن: کنایه از مغرور شدن ، متکبر شدن آسیب: صدمه دیدن ، لطمه مراقب: مواظب ، نگهبان ببلعد: قورت بدهد بلافاصله: بی درنگ ، فورا فرفره: چرخنده ، هر چیزی که با باد بچرخد مثل فرفره: با سرعت و سریع غژغژ: صدای کشیده شدن دو سطح بر روی یکدیگر نفس زنان: در حال نفس زدن ، به سرعت نفس زدن اصلا: هر گز ، قید نفس آخر را کشیدن: کنایه از مردن مرگبار: مرگ آور ، کشنده حاکم: فرمانروا ، چیره و مسلط کنجکاو: جستجوگر ، دقیق ، ریز بین حلقه: چیز گرد و دایره و ار ملافه: ملحفه ، پارچه ای که به عنوان روانداز استفاده می شود . رایحه: بوی خوش.

سوالات مشابه درس 16 فارسی هفتم