معنی لغات درس ۱۲ فارسی هشتم
آموز: یاد بگیر، فرا بگیر
اخلاص عمل: کار درست و با نیت پاک
حق: خدا
منزه: پاک و بی عیب
دغل: ناراستی، حقه باز و بد عمل
غزا: با دشمن دین جنگ کردن
پهلوانی: شجاعت و قهرمانی
دست یافت: پیدا کرد، چیره شد
زود: سریع و بی درنگ
شتافت: سریع رفت
خدو: آب دهان، بزاق و تف دهان
افتخار: سر افرازی، سربلندی
نبی: پیامبر
ولی: سرپرست، قیم
در زمان: سریع، فوری و بی درنگ
کاهلی: سستی
حیران: سرگشته، شیفته و متعجب
زین: از این
عمل: کار
عفو: درگذشتن از گناه، بخشیدن
رحمت: دلسوزی، مهربانی
بی محل: نامناسب
تیغ: شمشیر، خنجر
افراشتن: کشیدن
افکندن: بدور انداختن
بگذاشتی: رها کردی
بنده: آفریده
مامور تنم: مامور نفس و جسم
هوا: میل و آرزو
اهریمن: شیطان
فعل: عمل، کار
گوا: شاهد، گواه، دلیل
آز: حرص و طمع، زیاده خواهی
سزا: شایسته