تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

آبگوشت خوشمزه ای توی حیاط مادربزرگ روی پکنیک درحال قل قل کردن بود.. اخه گاز قطع بود و ماهم برای غذای ظهر از پکنیک ته انباری استفاده کردیم. همین که چشم مادربزرگم از قابلمه ی آبگوشت دور شد یه گربه ی بی حیا چنان با ذوق دور قابلمه میپیچید که از اشتهای اون من گشنه تر شدم. مادربزرگم تا دیدش لنگه کفش داییم رو گرفت و سمتش پرت کرد و زیر لب غر غر کرد اما منم از خجالت جناب گربه درومدم و رفتم براش ی تیکه گوشت اوردم و بی خبریِ همگی دادم بهش خورد معرکه یادت نره واگرنه گزارش میشی

سوالات مشابه درس 10 فارسی ششم

مخالف‌نابغه · درس 10 فارسی ششم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم