خوابیده بودی تو
به کجا چنین شتابان
به رویاها رفتی تو
به خدا سلام برسان
بگو از درد جهانم
بگو از غربت خاکم
بگو از شعره نهفته
بگو از راه جدیدی
که آسفالتش به جا مانده
خطا نکنی زمانی
وقتی که در آسمانی
چشمانت را باز کن
نفس هایت را تازه کن
دوباره آغاز
دوباره پرواز
بگو دنیا را میگردم
با دو باله نداشته ام
اما بگو که ای دنیا
پرواز میکنم
حتی اگر بالهایم را بچینی
آرزوهایم فدایش
ابرها ببایدمنتظرم بمانند