مثنوی واج‌آرایانه ز بادِ بهارِ بلندِ به‌بام، به دامن‌دَمی داد دستِ دوام. شبی شُعله زد شعله‌زارِ شکوه، شباهنگ شد شوقِ شیرین‌سکوه. دلِ دشت، در دیدنِ دوست، دود، دوان‌دوشِ دریا، درونش سرود. سراسر سرایم، صدایت صدا، سحر، سوسو زد سایه‌ی سُرمدا. چو چلچله چرخید چشمانِ چُست، چو چشمه‌چکان شد چمانِ چو دوست. نه نازک‌نفس بود ناله‌نواز، نه نقشِ نفاقی، نه نکبت، نه راز. به بویِ بهاران، به بَرگِ بهشت، به برقِ نگاهت، دلِ من نوشت. نسیمی نوازشگرِ نایِ ناب، نفس را نجاتی‌ست، نغمه‌نگار. طلوعی‌ست تابان، تو در ت

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

$$ /frac{ // /frac{?}{?} /frac{?}{?} /frac{?}{?} x {?}^{?} 2 {?}^{2} 55}{?} $$
شعراا اخرشون قشنگه که متاسفانه اخرش نیومد 😂😔
خوب بود ،😍
به برق نگاهت ، دل من نوشت ... سسماست 😂
هیچی متوجه نمیشم چرا!🤣
چشماش چوس هست چطور ممکنه

سوالات مشابه

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم