دنیا

فارسی نهم. درس8 فارسی نهم

میشه باز نویسی انشا درس هشت را بفرستید تاج می دم 🎀

جواب ها

جواب معرکه

سلام بفرما 😊 در روزگاران قدیم، شخصی دوستش دچار بیماری شده بود و مدتی در خانه بستری بود. تصمیم گرفت به عیادت او برود و صله رحمی به جا آورد. به منزل دوستش رفت و ساعت‌ها در آنجا نشست و با بیمار به گفتگو پرداخت. از تمام دوستان مشترکشان گفت، از خانواده و اهالی محل گفت. خلاصه از هر دری سخنی گفت تا اینکه متوجه شد چند ساعتی گذشته است. بیمار که حال خوشی نداشت، از زیاد ماندن مهمان خسته شده بود، از طرفی هم نیاز شدیدی به استراحت داشت. به همین دلیل رنگ از رخسارش پریده بود و در حالت نیمه خواب به سر می‌برد. دوستش که متوجه حالت او شده بود، پرسید: «چه دردی داری که رنگ و رویت به این شکل درآمده؟» بیمار که صبرش تمام شده بود، بدون تعارف پاسخ داد: «درد من زیاد ماندن تو در این خانه است.» از این حکایت می‌آموزیم که هر چیزی به مقدار مناسب خودش مناسب است و دید و بازدید باید به جا و به موقع باشد. درست است که عیادت بیمار کوتاه و تنها جهت احوال‌پرسی باشد تا به او اجازه استراحت بیشتری دهیم

سوالات مشابه درس8 فارسی نهم