سلام میشه این حکایت رو ب زبان ساده تغییر بدید گوگل نباشع

تبلیغ

تدریس رایگان زیست

برای دریافت هدریه رایگان آکادمی امروز اینجا رو کلیک کن

دریافت تدریس رایگان

جواب ها

می‌گویند پزشکی بوده که هر وقت به قبرستان می‌رسیده، لباسش را روی سرش می‌کشیده. از او می‌پرسند چرا این کار را می‌کنی. می‌گوید: از مردگان این قبرستان خجالت می‌کشم، چون بیشتر آن‌ها زمانی بیمار من بوده‌اند؛ به هر قبری که نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم نتیجه کار من بوده و هر کسی که اینجاست، دارویی از من گرفته و بعد از آن از دنیا رفته است.

سوالات مشابه درس1 نگارش دوازدهم

آیناز حاتم پور · درس1 نگارش دوازدهم
اسرا محمودی · درس1 نگارش دوازدهم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم