روزی از روزگاری که تنها در اتاق بودن در خلوت خودم فکر کردم کره ما چه طوری هست . چشمام بستم و داخل ذهنم تصور کردم که داخل یک فضا پیما رو به سمت ماه هستم . زمانی فضا پیما شروع به شمارش کرد ۷،۸،۹،۱۰ ..... از ترس محکم صندلی گرفته بودم. تا وقتی رو کره ما فرود اومدم دیدم یه شکل دایره سفید که شبیه تخم مرغ هست وای چقدر راه رفتن روی کره ماه سخت هست . به سختی تمرکز کردم نمیدوم چه جوری زمان گذشت که کم کم اکسیژن داشت تموم مشود سریع برگشتم به فضا پیما زمان برگشت اصلا ترسی نداشتم کاشکی میشود بیشتر ماند خیلی خوش گذشت ( معرکه بزن )