کیان تنها

نگارش هفتم. درس سوم نگارش هفتم

لطفا جواب بدین تاج میدم

جواب ها

جواب معرکه

𝑅𝑜𝑔𝒽𝓎

نگارش هفتم

قلمی بر میدارم و نوشته ام را با نام و یاد خدا آغاز میکنم . دو دوست به یک شهر می‌روند و ساکن آنجا می‌شوند هردو کار می کنند و برای خود خانه ای می‌خرند .چند ماه می‌گذرد و برف زیادی می‌بارد. دو دوست به بالای پشت بام خانه هایشان می روند و شروع به پارو زدن میکنند. بعد از ساعت ها تلاش کار دوستی که خانه کوچک تری داشت تمام شد اما دوست دوم هنوز داشت کار می‌کرد.پیر دانا از آنجا می‌گذشت که دوست دوم او را صدا کرد و پرسید:(چرا کار دوستم زود تر تمام شد ولی ما کارمان را همزمان شروع کردیم؟)پر دانا جواب داد:(هرکه بامش بیش برفش بیشتر است!!) پس از چند دقیقه دوست دوم گفت :(منظور پیر دانا را فهمیدم اگر ما مال و اموال یا هدف بزرگ داشته باشیم باید بیشتر تلاش کنیم و زحمت بکشیم.)سپس دوباره شروع به پارو زدن کرد. تاج بده لطفا*

سوالات مشابه درس سوم نگارش هفتم

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام