❤️(𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 )❤️عشق ❤️

تفکر و پژوهش ششم. درس چهارم تفکر و پژوهش ششم

بازرگانی را شنیدم که صد و پنجاه شتر بار داشت و چهل بنده خدمتکار. شبی در جزیره کیش مرا به حجره خویش در آورد. همه شب نیارمید از سخن های پریشان گفتن که، فلان انبازم به ترکستان و فلان بضاعت به هندوستان است و این قباله‌ی فلان زمین است و فلان چیز را فلان ضمین. گاه گفتی خاطر اسکندریه دارم که هوایی خوشست. باز گفتی نه که دریای مغرب مشوش است. سعدیا! سفری دیگرم در پیش است، اگر آن کرده شود بقیت عمر خویش به گوشه بنشینم. گفتم آن کدام سفر است؟ گفت گوگرد پارسی خواهم بردن به چین که شنیدم قیمتی عظیم دارد و از آنج

جواب ها

Hamed ↯

تفکر و پژوهش ششم

هیچی نفهمیدم 🤣🤧
𐙚𝓩𝓪𝓱𝓻𝓪❀

تفکر و پژوهش ششم

اصلا نفهمیدم😐

سوالات مشابه درس چهارم تفکر و پژوهش ششم

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن