چند نمونه جمله با «خنجر و نیزه»:
۱. دشمن با خنجر و نیزه به روستا حمله کرد.
(درگیری نظامی مستقیم و فیزیکی)
۲. بحث آنها از یک اختلاف ساده شروع شد، اما کمکم به خنجر و نیزه کشید.
(کنایه از شدت گرفتن مشاجره تا حد درگیری فیزیکی یا لفظی بسیار خصمانه)
۳. در آن زمان، جنگها بیشتر با خنجر و نیزه بود، نه با توپ و تانک.
(اشاره به سلاحهای سنتی و قدیمی)
۴. سیاستمداران گاهی با کلام تند، خنجر و نیزه به دست میگیرند.
(کنایه از استفاده از سخنان تفرقهافکن و خصمانه به جای اسلحه)
۵. دلش به حال آن سربازان قدیمی سوخت که با خنجر و نیزه در میدان جنگ میایستادند.
(شجاعت یا آسیبپذیری در جنگ سنتی)